أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
120
قانون ( فارسى )
هليلهء سياه دو وحده ، عسل بلاذر ، صمغ بلاذر يك وحده ، در مقابل همهء اينها عسل . و بايد به كتاب ادويهء مفرده لوحههاى راجع به بيماريهاى سر مراجعه شود و از آن استفاده كرد ، بايد جاى بيمار روشن باشد . اگر فراموشكارى از ورمهاى مغزى باشد ، علاجش همان علاج سرسام گرم و سرسام سرد و خواب در بيدارى است كه ذكر شدهاند . فصل هفتم فساد تخيّل ( تباهى خيال و پندار ) سبب و علامتها همانند آنها هستند كه در بابهاى ديگر ذكر شدهاند . تنها تفاوت در اين است كه اين تباهى پندار منشأش قسمت جلو مغز است . بيمار چيزهايى را خيال مىكند كه وجود ندارد ، مىپندارد چيزهايى را ديده كه اصلا نديده است . انگيزهء اين بيمارى دو چيز است : يا خلط مرارى بر قسمت جلو مغز چيره آمده ، يا اينكه سوء مزاج گرم بدون ماده غلبه يافته است . در بعضى حالات بيمار قوهء تخيلش ناتوان است و خيالها كامل نيستند و كمتر خواب و رؤيا مىبيند و اگر خواب ديد زود فراموش مىكند ، تصوير محسوسات را زود فراموش مىكند و در خيالش جاى نمىگيرند . در اين حالت ، سبب همان سبب كاهش يافتن ذاكره است و تفاوت در اين است كه تباهى ذاكره اكثرا از سردى و رطوبت است و كمتر از خشكى خيزد . ولى در اينجا مسئله برعكس است . دومين تفاوت در ميان اين است كه ابزار خيال نرم آفريده شده تا خيالها زود نقش بندد . اما ابزار ذاكره سخت است تا به زحمت نقش بسته را از دست بدهد . پس رويدادها در اين حالت به وسيلهء ضد ، روى مىدهد . سومين تفاوت در ميانه اين است كه تباهى ذاكره در معنى احساس شده و به سبب آميزش آنها روى مىدهد . ليكن تباهى پندار ، در خود محسوسات و شبح محسوسات است . و اين مسئله را بايد از حرفهء ديگر به دست آورد . از خواب و بيدارى و خشكى و ترى چشم و بينى و رنگ زبان و خشكى و ترى زبان مىتوان پى برد كه سبب رطوبت است يا خشكى . اگر بيمارى تباهى خيال است و كاهش پندار نيست ، تو مىتوانى به وسيلهء چيزهايى كه گفته شده و شناخته شدهاند ، بدانى كه اين بيمارى از سودا يا صفراء يا مزاج گرم ساده است . معالجات : معالجات همان است كه در بيماريهاى سابق الذكر آوردهايم ليكن بايد علاج را منحصر به اطراف منشأ حس كنى ، و اگر دانستى كه نياز به ماساژ و حجامت نهادن بر قسمت جلو مغز هست